الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

654

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

آلود را نخوردى ؟ و آيا كسى از مردم هست كه همواره آب‌خورش صاف و بى مشكل باشد ؟ پس يا تنها زندگى كن ( تنها بمان ) يا با برادرت و دوستانت دوستى نما ! كه او گاهى از گناه دورى مىگيرد و گاهى مرتكب آن مىشود . 1560 - دورانديشى به مهلّب گفتند : دورانديشى چيست ؟ گفت : غصّه خوردن تا به نوايى رسيدن . 1561 - توبه يا ساحبا ذيل الصّبا في الهوى * أبليته في الغيّ و هو القشيب فاغسل بدمع العين ثوب التقى * و نقّه من قبل عصر المشيب ( صلاح صفدى ) « 1 » * * * اى كسى كه دوران جوانى را در عشق بيهوده سپرى كردى و به او گمراهى افكندى درحالىكه تازه و پاكيزه بود . پس با اشك چشمان پيراهن تقوى را شستشو بده و او را قبل از اوان پيرى پاك و پاكيزه گردان . 1562 - افتراق عطف بيان و بدل « بهايى » گفته : علماى نحو در بين عطف بيان و بدل فرق كرده ، گفته‌اند : در بعضى مواضع عطف بيان جايز و بدل را جايز نشمرده‌اند . « شيخ رضى » را كه فرق نكرده ، اعتراض وارد مىشود به مثل : « جاء الضارب الرجل زيد » چه زيد را در اين‌جا بدليّت از ضارب جايز نه و عطف بيانش جايز است . زيرا اگر زيد ضارب را بدل باشد ، بايد غرض از ذكر ضارب توطئه از بهر ذكر زيد و مقصود از اسناد مجيئيت زيد و تقدير كلام « جاء زيد الضارب » باشد به اضافهء زيد بر ضارب و حال آن كه اضافهء زيد به ضارب به هيچ وجه جايز نيست و هرگاه قصد بدليّت زيد از ضارب كرده شود ، چون بدل در حكم تكرير عامل است ، تلفّظ بدان جايز نمىباشد .

--> ( 1 ) . اين شعر داراى صنعت مراعات نظير و توريه است .